به طور کامل معتقدم وقتی انسانها از قدرت طلبی افراطی دست میکشندکه باور کنند قانون باید روی قلب آنها نوشته شود نه فقط روی کاغذ، شاید اگر دردنیا به قول جان اف کندی سیاستمداران بیشتر شعر میدانستند و شاعران نیز بیشترسیاست را بلد بودند جهان جای بهتری برای زندگی می شدخوب بگویم که سازمان نظارت مرکزی امور اجرایی دانشکده بر عهده دستگاهیبود به نام "قرارگاه" که مسئولیت مستقیم آن بعنوان فرمانده اجرایی ، قدرت خیلی زیادی داشت و ساختمان فرماندهی ارشد دانشکده نیز در مقابل این ساختمان قرارداشت با خود اندیشیدم طی چند روزسازماندهی اعتراضات منطقی سربازان غیربومی(ظلم دیده ناهار نخورده) ، جهت احقاق حق آنها که خودم جزئی از آن بودم راپیگیری کنم که در پس پرده آن نیزیک هدف بزرگ دیگر هم نهفته بودروزهایی که غذایم را کم یا سرد میخوردم یا به من غذا نمیرسید سربازان فیش ناهار دردستاما گرسنه مانده را به محل روبروی قرارگاه می بردم و محترمانه میگفتیم ما گرسنههستیم که این شیوه مودبانه و بی تنش، اتفاقا صحنه رغت باری را برای فرماندهقرارگاه فراهم میکرد.گرچه در کتاب بسیار زیبای الیورتویست اثر جاودانه چالزدیکنز وقتی کودکاننوانخانه (یتیم خانه) که صرفا برای زنده ماندن تغذیه میشدند، نه زندگی کردن، برای فرار از گرسنگی در ازای غذای بخورنمیر ، جهت انجام قرعه ایی انداختهتا نماینده ایی پیدا کنند.و قرعه به نام الیور افتاد، اولیور بدشانس باید بلندمیشد و محترمانه درخواست مینمود که سیر نشده است.متولی متظاهر نوانخانه بر حسب اینکه اعتراضات را از همان ابتدا سرکوب نمایند الیوز را در جلوی جمع روی نیمکت به دراز انداخته و به او شلاق زد.من اما اطمینان داشتم اینجا شلاقی در کار نخواهد بود دلیلش هم واضح بود قرارگاه زیر نظر فرماندهی ارشد دا
برچسب:
نویسنده: کوروش پاکدل
تاريخ: پنجشنبه
21 دی
1402 ساعت: 12:12